يه بچه مثبت فراري
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونيــک  ||  RSS  ||  Atom  ||
   [آرشيو شده ها]
+ آدرس خدا

نازنین (دختری فراری) :: شنبه 10/1/1387 ساعت 7:40 صبح

http://mohebbejavan.parsiblog.ir
http://mohebbejavan.parsiblog.ir
http://mohebbejavan.parsiblog.ir

نوشته هاي ديگران()

+ سين مثل سال نو !!! با يه کار نو

نازنین (دختری فراری) :: شنبه 10/1/1387 ساعت 7:35 صبح


سلام
اول اينکه سال نو رو به همه فراري هاي عزيز تبريک ميگم .
دوم اينکه ما بچه هاي فراري تصميم گرفتيم امسال يه کار نو انجام بديم – چون با رفتن به يه وبلاگ
تا حدودي دوباره متولد شديم – پس تولد دوباره مون رو جشن ميگيريم .
و به خاطر اون وبلاگ تا اطلاع ثانوي مطلب نمي نويسيم -
شما هم برين اگه دلتون برا خدا تنگ شده -
راستي يادداشت هاي قبلي ش تقريبا قشنگتر از اين جديداست – اونا رو هم بخونين .
آدرس اون وبلاگ اينه :  
 http://mohebbejavan.parsiblog.ir
يا ستار العيوب ..
.

نوشته هاي ديگران()

+ پاي درددل دختر فراري

نازنین (دختری فراری) :: يکشنبه 1/7/1386 ساعت 10:55 صبح

سلام
آنروز که پدرم جانانه جنگيد و جون  خودش رو برا خدا داد من نبودم و
امروز او نيست تا ببيند مرا و حال و روز مرا .
آنروز که مادرم از دست رفت من کوچک بودم و
امروز او نيست تا ببيند مرا و حال و روز مرا .
خوش به حال بابام برا اينکه برا خدا رفت پيش اون .
اما امروز امثال من با خودکشي ميرن پيش خدا.
فکر نکن منم ميخوام خودکشي کنم ، نه من همچين اشتباهي نميکنم .
ديروز اومدم به اين وبلاگ و باهاش آشنا شدم .
چون کسي رو نداشتم براش درددل کنم اومدم اينجا درددل کنم .
و جوان فراري که مسوول اين وبلاگه ( معلوم نيست پسره يا دختره )
بهم گفت هر چه مي خواهد دل تنگت بگو .
بزار از اولش بگم .
وقتي بابام شهيد شد من چند ماهه بودم . گذشت تا اينکه چند سال پيش مامانم هم عمرش رو داد به شما . بعد از اون من بودم و خواهرم و شوهرش .
تا حالا ، که من فکر کردم نون خور اضافي خونه اونا هستم و فکر ميکنم سر بارشونم .
پارسال دانشگاه قبول شدم . اومدم به مشهد ، دانشگاه فردوسي رشته روان شناسي.
بدرد نمي خوره نه .
بگزريم الانم آلاخون بالاخونم نمي دونم چکار کنم راستشو بخواي وضع خوابگاهم اصلا درست وحسابي نيست و من الان نمي دونم چکار کنم .
فعلا خونه يکي از دوستام هستم تا ببينم چي ميشه.
حتما تا حالا فهميدي من دختر فراري نيستم . من دختري تنها هستم و اصلا خونه اي نيست که من ازش فرار کرده باشم .و پدر و مادري.
نمي دونم بعد از داشگاه چکار کنم . الان کجا برم . و خيلي چيزاي ديگه .
چند بار تا حالا فکر کردم خودکشي کنم ولي شکر خدا نکردم .
راستشو بخواي خونواده ما مذهبي بودن و من مي دونم خودکشي چقدر بده .
داشتم ميگفتم دختر فراري نيستم مثل اونايي که فکر ميکني .
اصلا بزار هر چي گفتني است بگم برات .
چرا بعضي از شماها فکراي بد ميکنين در مورد دختراي فراري .
آخه مگه اونا با من و دختراي ديگه چه فرقي ميکنن ؟
چرا تعدادشون به قول جوون فراري زياده .
چرا مسوولين يه فکري نميکنن خب شايد اونا هم برا خودشون مشکلاتي دارن
و مجبور به فرار شدن .
ميدوني وقتي فيلم گيس بريده رو با يکي از دوستام ديدم اشکم دراومد.
آخه چرا ؟
بازم از جوون فراری ممنونم که گذاشت درددل کنم .
دخترا ، شمایی که بابا و ماماناتون به فکرتونن برین خیلی خدا رو شکر کنین .
دخترای فراری اگه اینو می خونن بدونن من درکشون میکنم ولی خونه از هرجایی براشون بهتره.
می دونی اگه زیر دست پدر و مادر بمیری حتی بهتره تا تو کوچه و خیابون گرفتار این پسرای هرزه بشی .
مواظب خودت باش . برا منم دعا کن .
اگه دوستم گذاشت و دوباره اومدم به اتاقش بازم براتون مطلب مینویسم البته اگه از نظر جوان فراری عیبی نداشته باشه و اگه زنده بودم .
راستی اگه شما هم دردلی داشتین به جوان فراری بگین شاید گذاشت اینجا بگین .


نوشته هاي ديگران()

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[10/1/1387- 7:40 ص] آدرس خدا
[10/1/1387- 7:35 ص] سين مثل سال نو !!! با يه کار نو
[15/10/1386- 12:0 ص] فرض اول يا دوم "2"
[11/10/1386- 7:57 ع] يه دوست باحال
[11/10/1386- 7:50 ع] فرض اول يا دوم "1"
[24/9/1386- 12:9 ص] جهان : ميدون مين
[23/9/1386- 11:58 ع] آهااااااااااي...
[25/8/1386- 9:28 ع] آهاي با شما هستم ...
[27/7/1386- 10:28 ع] آرزوي پرواز ياحسرت فراررر
[18/7/1386- 5:38 ع] بهترين رنگ
[18/7/1386- 5:36 ع] چراغوني دل
[14/7/1386- 7:25 ع] فقط بخاطرررر مارم
[8/7/1386- 6:57 ص] بمان ! قشنگم بمان! ( براي نازنين دختري فراري )
[1/7/1386- 1:49 ع] افسوس
[1/7/1386- 10:55 ص] پاي درددل دختر فراري
[همه عناوين(16)]

About Us!
يه بچه مثبت فراري
مدير وبلاگ : جوان فراري[5]
نويسندگان وبلاگ :
نازنین (دختری فراری)[3]
دانشجوی فراری[2]
دانیال روشنفکر فراری[6]

سلام - من يه بچه فراري ام نه اشتباه نکني ها ‍؛ ميگم بچه ام چون قبول دارم هيچي نمي دونم پس بچه ام . ميگم فراري ام نه از خونه و خونه واده بلکه از خيلي چيزايي ديگه که بعدا بهت ميگم شايدم الان که اينو ميخوني گفته باشم ، البته حرفاي گفتني و ناگفتني زياده اگه خواستي بقيه درد دلم رو بدوني به اولين مطلبم يه سر بزن . راستي نگفتي دختر فراري يا پسر فراري هستي؟ اصلا فراري هستي يا نه ، اگه نيستي ما رو بخير و شما رو به سلامت !!! بي خيال . در ضمن اين وبلاگ درش رو به همه بازه کافيه بخواي مطلب بنويسي و يا درددلت رو برا بقيه بازگو کني تو قسمت نظرات يکي از مطالب بگو تا بشي از نويسنده هاي وبلاگ و هر چيزي خواستي بنويسي البته با رعايت ادب و احترام و دلي پاک ...ببخشيد اگه پر حرفي کردم.
Hit
مجوع بازديدها: 2258 بازديد

امروز: 1 بازديد

ديروز: 5 بازديد

links
~*×* ] پاتوق بچه مُثبتا [ *×*~
خداي که به ما لبخند ميزند
اندیشه های کپک زده!!!
آبجي عاطفه

LOGO LISTS




In yahoo

يــــاهـو

My music

Submit mail

نام:

ايميل: