با شما هستم ! با شما عوضي ها که عينهو کِرم داريد
تو هم مي لوليد .چي خيال کرده يد ؟ همه تون ، از
وزير و وکيل تا سپور و آشپز و پروفسور ، آخرش
مي شيد دو عدد .خلي که هنر کنيد ، خيلي که خبر
مرگتون به خودتون برسيد فاصله ي دو عدتون
ميشه صد . صِدام رو ميشنفيد؟مي شيد يه پيرمرد
آب زيپوي عوضي بوگندو .کافيه دور تند نيگاش
کنيد . همين که دور تند نيگاش کرديد مي فهميد چه
گندي زده يد . مي فهميد چه چيز هجو و مزخرفي
درست کرده يد . حالا با اين عجله کدوم حجهنمي
قراره بريد ؟ قراره چه غلطي بکنيد که ديگرون
نکرده ند ؟ ... از يه طرف تا چشاتون به هم افتاد
اولين کاري که ميکنيد ، يعني آسون ترين کاري که
مي کنيد ، اينه که عاشق هميدگه ميشيد . لعنت به
شما و کاراتون که هيشکي ازش سر در نمياره .
عاشق ميشيد و بعد عروسي ميکنيد و بعد بچه دار
ميشيد و بعد حالتون از هم به هم ميخوره و
طلاق ميگيريد . گاهي هم طلاق نگرفته باز
عاشق يکي ديگه ميشيد . لعنت به همه تون .لعنت
به همه تون که حتي مثِ مرغابي ها هم نمي تونيد
فقط با يکي باشيد ... دنبال چي ميگرديد ؟ آهاي
عوضي ها ! آهاي با شما هستم ! صِدام رو مي شنفيد؟